جمعه سی ام آبان ۱۳۹۹ | 16:18 | مفیدی -

آرام آرام قدم میزنیم و به صدای خش خش برگ های پاییزی، له شده زیر پایمان گوش می سپاریم...
نگاهم به سمت تابی، که باعث شادی کودکان شده کشیده می شود ...
قدم هایم را به سمتش تند می کنم و تو نیز همانند همیشه با آن لبخند زیبایت مرا می نگری...
کمی بعد شروع به هل دادنم می کنی ...
با خیس شدن گونه ام چشمانم را باز میکنم...
نگاه لرزانم درحال جستوجوی توست،
ولی دیگر نیستی!.